متن کامل ترانه های آلبوم ناجی
ترانه : دلداری
ترانه سرا : م. مهدی مرادی
کفتر نازنقره پر گریه نداره روزگار
من اومدم تموم کنم قصه تلخ انتظار
بزارکه زخم بال تو با مرهم اشنا کنم
خدای غمخواری شم و به عهدمون وفاکنم
غصــتوگم کن تو غزل این شب ماجاری تو
بدون تمام شعرمن برای دلــداری توست
مثل ستاره ماهیا چراغکای روی آب
مثل ذهن پدربزرگ میکده ی حرفای ناب
من پر رویا اومدم بایه شاخه گل قشنگ
تا با توهم رقص بهار رهابشم تو خواب ناز
.......
ترانه : دوست دارم
ترانه سرا : امید اولیایی
دیگه تو چشمای من چیزی نمونده از نگات
نیستی تو این خونه نمی پیچه زنگ صدات
نفسم کم می یارن اسم تو توی لحضه هات
حتی توی ذهن من خالی جای طعنه هات
دوست دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه
صدای خنده های تو برای من یه مرحمه
دوست دارم یه عالمه دلم واسه تو می زنه
صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه
حالا از نبودنت چشمای باغچه تر شده
رفتی و این دل من انگاری در به در شده
بعد تو قناری هم بغض کرده گوشه ی قفس
اونم از رفتن تو انگاری با خبر شده
غزل محبت رو نیستی که معناش بکنی
غصه بی حیا شده نیستی که رسواش بکنی
گلدونا گل نمی دن بی تو بهونه می گیرن
آینه دل تنگ برات نیستی خاطر خواش بکنی
..............
ترانه : با تو
ترانه سرا : آرمیتا مرادی
با توام ای که نگاهت منو با عشق آشنا کرد
تو دلم حرم نفسهات فصل سرما رو فنا کرد
تويي اونکه تو وجودم نيمی از خودم رو ديدم
با حضور عاشقونت به خود خودم رسيدم
با تو شادم باتو مستم دستتو بذار تو دستم
بی تو جون ميدم به ظلمت با تو عشقو می پرستم
گم شدم تو شب چشمات تو شدی فانوس راهم
تو شدی ماه و ستاره تو شب سرد و سياهم
با حضورت ميشه حس کرد يه نفس بوی بهارو
ميشه از لبای تو چيدعطر باغ قصه هارو
من مسافری غريبم توی جاده ی نگاهت
که چشام مثله قدمهات تا ابد مونده به راهت
باورم کن که فقط تو تويي معنای وجودم
تو بيا تا غم دوريت نره توی تار و پودم
........
ترانه : دلخوش
ترانه سرا : امید اولیایی
تو اين روزای بی کسی که هرکی فکر خودشه
من که بريدم از همه دلم فقط به تو خوشه
وقتی تو هستی دلخوشيم بيخودی پرپر نميشه
دلواپسی در به دره چشم منم، تر نميشه
دلم به بودنت خوشه دلم به ديدنت خوشه
گلی ولی نه مال من دلم به چيدنت خوشه
حس قشنگ ما شدن با بودنت تازه ميشه
آخه زيره سايه ی تو دلش ميخواد قد بکشه
به جز تو پاي هيچ کسی به فکر من وا نميشه
شب سياهه بي کسی بي تو که فردا نميشه
......
من که دلم با ديدنت تا آسمون پر ميکشه
اگه بذاري و بری طفلکی ديوونه ميشه
من که دلم با بودنت جون ميگيره تازه ميشه
راستی نگفتی نازنين دل شما به چی خوشه؟
......
ترانه : سیمای خاردار
ترانه سرا : ژاکلین
سیمای خاردار رو نکش دور و برم
هوای آزادیه مهمون تو سرم
چنده بگید قیمته آزادی چیه؟
به قیمت جونم باشه من می خرم
اجر و چوب و پنجره سلولمه
هوای تازه یه نفس برام کمه
نگاه من شکل عجیبه ماتمه
هزار سوال بی جواب مگه کمه
جای منی که قلبشو برای عشق وا می کنه اینجا ها نیست
توی کویر بی کسی کسی رو پیدا می کنه اینجا ها نیست
هوای آزادی می خواد روح و تنم
دلم می خواد از قید و بند دل بکنم
کی گفته که صدای آب بسه برای تشنگی؟
یا با یک نگاه شیرین یادت میره گرسنگی؟
کی گفته یه رختخواب یعنی رسیدن به خواب ؟
وقتی واسه هزار سوال نداری حتی یک جواب
......
ترانه : صدای تو
ترانه سرا : مهتا پناهی
به بودنه تو دلخوشم تو شهر شعر من بمون
تو اين سکوت بی دلیل سکوت و بشکنو بخون
صدات منو به آسمون رو بال ابرا ميبره
بخون که آهنگ صدات منو به رويا ميبره
بخون که وسعت صدات وسعت عاشق شدنه
بخون که با صدای توبغض ترانه ميشکنه
ثانيه ها عاشق ميشن به حرمت صدای تو
بذار ترانه گل کنه تو باغ خنده های تو
صدات صدای عاشقی صدای دردای منه
پر از يه حس بکر و نوحس به تو رسيدنه
.....
تو اين شبای سوت و کورطلوع عاشقانه شو
قحطيه آوازه بخون تو بهترين ترانه شو
آرامشو ازم نگير صدای تو آرامشه
واسه شنيدنه صدات ترانه غرق خواهشه
......
ترانه : سرباز عشق
ترانه سرا : ژاکلین
مثل صدای انفجار تو قلب جنگل
صدات تو قلب من نشست دیدار اول
مثل نگاه یه اسیر به بال پرواز
تا دیدمت عاشق شدم لحظه آغاز
سرباز عشقم با دلم همش می جنگم
گله نکن از من و از این دل سنگم
مثل یه زنجیر عشق تو بسته به جونم
می خوام فراری بشم اما نمی تونم
یه روز معافی می گیرم اگه بتونم
حرف نگفتم رو به مقصد می رسونم
......
غرور من دشمن جون و تن من شد
وحشت از عاشقی که پیراهن تن شد
همش جنگیدم با دلم از روز اول
مغلوب شدم تو بردی قهرمان یه زن شد
......
ترانه : دلربا
ترانه سرا : م.مهدی مرادی
وقتی شب برهنه مي شه تو يه ماه دلربايي
تو همون يار عزيزی که هميشه باوفايي
منو سفره چين مهتاب با ترانه آشنا کن
شب شاعرانه ای با گرمي واژه به پا کن
يه طلوع تازه مي خوام يه حريم بيکرانه
بعد شب نشينيه ماه يه شروع جاودانه
يه طلوع، رنگ تن توجنس ابريشمه آغوش
زير سايه ی هميشه با تو ازغصه فراموش
بگو از تاج ترانه غزلای عاشقانه
بگو از مخمل آوازتو و رقص و من و پرواز
تو که جون دادی به دستام با نوازش نفسهات
منو همراهه ستاره ببرم تا شب يلدات
..............
ترانه : ناجی
ترانه سرا : امید اولیایی
ای که دل گرفته از این روزگار بی مرامی
ای که از دست زمونه با گلایه هم کلامی
ای که بال و پر گرفتی به هوای دل پاکم
با تو آسمونی اما تو نباشی جنس خاکم
مثل شهسوار قصه من به داد تو رسیدم
تو پی عشق بودی و من درد تو رو به جون خریدم
من با ابریشم حرفات ترمه ی غزل رو بافتم
با دل خوش از حضورت خونه عشقم رو ساختم
به خدا قسم می تونم ناجی دل تو باشم
تو شب یلدای چشمات من پر از ستاره باشم
از خودم می گذرم اما واسه تو چله می شینم
تو رو رو چشمام می زارم تا که دنیا رو نبینم
فکر نکن مسافری و من فقط راه عبورم
تکیه کن به من همیشه که خود سنگ صبورم
............
توغریبه من یه عاشق که برات دل نگرونه